نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
اطلاعات تاپیک
0 کاربر آنلاین در این تاپیک شروع کننده آخرین ارسال تعداد پاسخ ها تعداد بازدیدها
Samarrr Samarrr 2 346

تعداد بازدید 346
نویسنده پیام
Samarrr
آفلاین
مدیر ارشد
مدیر ارشد
http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png
ارسال‌ها : 786
عضویت: 1394/8/26
محل زندگی: تولز کمپ
سن: 95
تشکرها : 211
تشکر شده : 367
گرافیک چیست و کاربرد های گرافیک کدام است ؟
گرافیک چیست؟



فکر میکنم آنچه مناسب مقدمه است، این است که ببینیم سؤال «گرافیک چیست؟»
برای ما چه اهمیتی دارد؟ و دانستن چیستی گرافیک چه ضرورتی دارد؟ ظاهراً ما
با این هنر به راحتی تعامل و ارتباط داریم، لذا در ابتدا نیاز به این پرسش
چندان احساس نمیشود.اینکه باید بدانیم گرافیک چیست معقول و منطقی به نظر
میرسد ولی دو نکته باعث تشکیک در این "باید" میشود: اول اینکه اساسا گرافیک
یک پدیدهی نامکشوف و تازه نیست که چیزي دربارهاش ندانیم و حالا بخواهیم از
صفر شروع کنیم و با آن سر و كار پيدا كنيم.



لذاست كه نميتواند مدعي نظرات متقن و نهايي و كامل در باب چيستي گرافيك
باشد. وضع نگارنده، مانند خوانندهاي است كه به قصد شناختن گرافيك اين تحقيق
را ميخواند. او خود مخاطبي است كه در پي شناخت گرافيك است؛ اما از آنجا كه
در كشور ما عنايتي به اين مباحث وجود ندارد و از اهميت تفكر در مباني و
خاستگاههاي موضوعات، غفلت ميشود چارهاي جز آنكه به نگاشتن متوسل شوم به ذهن
نرسيد و پاياننامهي دانشگاه نيز بهانهاي مناسب بود.



به اميد آنكه نوشتههاي يك دانشجوي كم تجربه، به نظر استادان و صاحبنظران
اين حوزه بيايد و خاميها و كاستيها محملي شود تا اين بزرگان با نقد و
پاسخگويي به اين مطالب، در تكميل اين شناخت مشاركت نمايند . در این مقاله
سازین کوشش نموده است به جز معنا و مفهوم واقعی گرافیک به ارتباط میان
گرافیک با سایر رشته ها و همچنین سایر اصناف نیز بپردازد . بسیاری از
مقالات منتشر شده در پورتال سازین از بهترین اساتید متخصص در همان رشته
میباشد و بهمین منظور میتواند به عنوان یک مرجع هفتگی برای مطالعه مقالات
تخصصی به پورتال سازین مراجعه کرد .




هر کس در هر کاری به خــــدا توکل کند از غیر او بی نیــــاز می شود

برای دیدن نمونه کار های دوستم به این ادرس مراجعه نماید :
http://sadat.nasrblog.com

درج آگهی رایگان در آپادانا آدز
چهارشنبه 2 دی 1394 - 16:47
Samarrr
آفلاین
مدیر ارشد
مدیر ارشد
http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png
ارسال‌ها : 786
عضویت: 1394/8/26
محل زندگی: تولز کمپ
سن: 95
تشکرها : 211
تشکر شده : 367
پاسخ 1 - گرافیک چیست و کاربرد های گرافیک کدام است ؟
گرافیک چیست؟



فکر میکنم آنچه مناسب مقدمه است، این است که ببینیم سؤال «گرافیک چیست؟»
برای ما چه اهمیتی دارد؟ و دانستن چیستی گرافیک چه ضرورتی دارد؟ ظاهراً ما
با این هنر به راحتی تعامل و ارتباط داریم، لذا در ابتدا نیاز به این پرسش
چندان احساس نمیشود.اینکه باید بدانیم گرافیک چیست معقول و منطقی به نظر
میرسد ولی دو نکته باعث تشکیک در این "باید" میشود: اول اینکه اساسا گرافیک
یک پدیدهی نامکشوف و تازه نیست که چیزي دربارهاش ندانیم و حالا بخواهیم از
صفر شروع کنیم و با آن سر و كار پيدا كنيم.



لذاست كه نميتواند مدعي نظرات متقن و نهايي و كامل در باب چيستي گرافيك
باشد. وضع نگارنده، مانند خوانندهاي است كه به قصد شناختن گرافيك اين تحقيق
را ميخواند. او خود مخاطبي است كه در پي شناخت گرافيك است؛ اما از آنجا كه
در كشور ما عنايتي به اين مباحث وجود ندارد و از اهميت تفكر در مباني و
خاستگاههاي موضوعات، غفلت ميشود چارهاي جز آنكه به نگاشتن متوسل شوم به ذهن
نرسيد و پاياننامهي دانشگاه نيز بهانهاي مناسب بود.



به اميد آنكه نوشتههاي يك دانشجوي كم تجربه، به نظر استادان و صاحبنظران
اين حوزه بيايد و خاميها و كاستيها محملي شود تا اين بزرگان با نقد و
پاسخگويي به اين مطالب، در تكميل اين شناخت مشاركت نمايند . در این مقاله
سازین کوشش نموده است به جز معنا و مفهوم واقعی گرافیک به ارتباط میان
گرافیک با سایر رشته ها و همچنین سایر اصناف نیز بپردازد . بسیاری از
مقالات منتشر شده در پورتال سازین از بهترین اساتید متخصص در همان رشته
میباشد و بهمین منظور میتواند به عنوان یک مرجع هفتگی برای مطالعه مقالات
تخصصی به پورتال سازین مراجعه کرد .




هر کس در هر کاری به خــــدا توکل کند از غیر او بی نیــــاز می شود

برای دیدن نمونه کار های دوستم به این ادرس مراجعه نماید :
http://sadat.nasrblog.com

درج آگهی رایگان در آپادانا آدز
چهارشنبه 2 دی 1394 - 16:49
Samarrr
آفلاین
مدیر ارشد
مدیر ارشد
http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png http://toolscamp.ir/images/star.png
ارسال‌ها : 786
عضویت: 1394/8/26
محل زندگی: تولز کمپ
سن: 95
تشکرها : 211
تشکر شده : 367
پاسخ 2 - گرافیک چیست و کاربرد های گرافیک کدام است ؟
با
استناد به اين مطلب، روشن ميشود كه كلمهي «طراح گرافيك» و «گرافيست»، كمتر
از صد سال است كه مورد استفاده واقع شده، اما تولد هنر گرافيك، بسي بيش لز
صد سال است.



به هر حال لازم است قيد شود كه، موضوع اين رساله، «گرافيك» به عنوان
حرفهايست كه امروز در كنار هنرهاي ديگر و در خدمت توسعهي افتصادي و فرهنگي
جوامع شناخته شده است و به همين عنوان در حيات احتماعي و اقتصادي ما تأثير
ميگذارد.

گرافیست کیست؟

یک گرافیست کسی است که:

به او سفارش ميدهند تا

پیامی را

با تصویر

به مخاطب منتقل کند

و گرافیک:

هنر انتقال (ارتباط) دادن یک پیام

از طریق تصویر

به مخاطب است

که بر اساس یک سفارش

صورت ميگیرد

و به اجمال، همان ارتباط تصویری ميخوانیمش. به اجمال؛ چرا كه «ارتباط
تصويري»، تنها كلمهاي قراردادي است كه از لحاظ مفهوم حوزهاي بسيار وسيعتر
از گرافيك را در بر ميگيرد؛ تا آنجا كه هر اثري را كه در طبيعت مشاهده
ميكنيم و از مشاهدهي آن ميتوانيم زمان و مكان خويش را بشناسيم، مصداق
ارتباط تصويري است. برگ زرد درختان كه بر زمين ميريزد چه مفهومي دارد؟
اشكال و صور گوناگون حيوانات و گياهان و جمادات هر كدام چه شناختي از خود و
جغرافياي خود به ما ميدهند؟ بگذريم كه اين ارتباط تصويري نزد اهل معنا
عالم ديگر و مفهومي فراتر از آنچه در اين چند سطر مراد كرديم، دارد.



عليايحال، بر مبناي آندو تعریف و بر اساس آنها مشخص ميشود که در طراحی
گرافیک، مجموعاً چهار عنصر هستند که مبنا و پایهي تشکیل اثر گرافیکی محسوب
ميشوند: سفارش، پیام، تصویر و مخاطب. هرکدام از این چهار، نباشند به مانند
فقدان یک پایهي صندلی، اثر گرافیکی بهوجود نميآید همچنان که صندلی پا برجا و
استوار نميایستد. بنا بر این، فصل عمدهي این رساله، بررسی و تبیین و
شناسایی مجزای این چهار عنصر و شأن و جايگاه آنها در گرافیک خواهد بود.



ناگفته نماند مقولهي ارتباط هم با توجه به عبارت ارتباط تصویری، عنصري
كليدي در شكلگيري گرافيك است؛ اما چون مباحث آن از مبحث مخاطب قابل انفكاك
نبود لذا در بخش «مخاطب» از آن سخن خواهد رفت.



البته در باب تعريفي كه از گرافيست ارائه كرديم ميتوان بسيار مجادله كرد؛
كما اينكه از منظري ديگر گرافيست كسي است كه قابليت تجزيه و تحليل و تركيب
تصوير و عناصر تصويري دارد. به عبارتي حرفهي او قلب تصاوير است و
سازگارسازي با پيام. اما اين ملاحظه از جامعيت تعريف ابتداييمان بر مبناي
عناصر مذكور نميكاهد.



هرچند اين چهار عنصر را پايه و اساس گرافيك شمردهايم اما نسبت هركدام با
ماهيت گرافيك متفاوت است؛ از اين جمله، تفاوت شأن تصوير، در مقايسه با
مخاطب، پيام و سفارش است. اينگونه ميتوان گفت كه تصوير، همچون نيرويي است
كه در خدمت هنر گرافيك قرار ميگيرد، اما گرافيك خود هنري است كه در خدمت
مخاطب، سفارش و پيام است. لذا به صرف اينكه هر چهار عنصر را پايهي گرافيك
خواندهايم نميتوان گفت كه همهشان درجهي اهميت و جايگاه مترادف و يكساني در
ساختار گرافيك دارند.

سؤال: هنر به طور كلي هم پيام دارد، هم سفارش دارد و هم مخاطب؛ چهگونه اين عناصر را در گرافيك منحصر ميكنيد؟

پاسخ: درست است اما واضح است كه ميزان ابتناي هنرها بر اين عناصر با ميزان
وابستهگي و ابتناي گرافيك بر آنها متفاوت است. از سويي اين عناصر در
گرافيك به مفهوم خاص خود منظور نظر هستند در حالي كه در ساير هنرها مفهوم
عامي داشته و وجود فردي هنرمند ميتواند جاي همهي آنها را بگيرد. سينماگران،
عكاسان، نقاشان و تصويرگران بيشماري را ميتوان يافت كه در فضايي انتزاعي و
مستقل از جهان پيرامون خود مشغول ايجاد اثر هستند، اما چند گرافيست را
ميتوانيد بيابيد كه بدون جهان پيرامون و بياعتناي به تحولات اجتماعي،
اقتصادي، سياسي و تكنولوژيك، ايجاد اثر ميكند؟ عناصر سفارش، مخاطب و پيام
از جهان پيرامون هنرمند گرافيست بر او وارد ميشوند هرچند كه سطح تعهد او به
هركدام از اينها متفاوت است اما هنرمندان ديگر چنين نيستند.



چهبسا به همين دليل است كه گرافيك جوهرهاي پويا دارد و تحولات، را سريعتر
پشت سر ميگذارد اما هيچكدام از ديگر هنرها چنين شتابي در تحول ندارند.



الف) سفارش



گرافيك، خلاف ساير هنرها كاملاً سفارشپذير و متعهد به سفارشدهنده است. سير
تحولات گرافيك نشان داده كه عمدتاً در خدمت منافع اقتصادي است و هرگاه هدف
و التزام ارزشمند و درخور توجهي مطرح گرديده، آن منافع ملي و حكومتي
نظامات سياسي بوده كه در نهايت، در نظام سرمايهداري شامل منافع اقتصادي
گرديده است. موجوديت گرافيك در خدمت و سفارش، معنا شده است. گرچه سفارش به
عنوان تحميل بر هنرمند از خارج نفس او، محصولي خشك و بيروح داشته اما اگر
در حوزهي علايق و اعتقادات و انگيزش هنرمند بوده باشد، البته ميتواند
نتيجهاي مطلوب داشته باشد.



اصالت دادن به مقولهي سفارش به اين معني نيست كه «سفارشدهنده» عنصر
تعيينكنندهي محصول گرافيكي است و گرافيست از خود هيچ اراده و ميدان عملي
ندارد. نميخواهيم بگوييم كه اگر نظر سفارشدهنده تأمين نشود، گرافيك پديد
نميآيد؛ اين اهميت مربوط به تعهد و وابستهگي طراح گرافيك به اصل سفارش است
نه شخص سفارشدهنده. سفارشدهنده همچون يك مخاطب بدون آگاهي از اصول و قواعد
طراحي و سواد بصري، بايد از طراحي و ايدهي طراح راضي باشد و آن را بفهمد؛
اما اين مسأله هيچگاه باعث بياراده بودن طراح نشده است و اگر هم اثري آفريد
كه مورد رضايت سفارشدهنده واقع نشد، از حوزهي آثار گرافيك خارج نميشود
بلكه به واسطهي ناپسندآمدن نزد سفارشدهنده، طرح طراح از ثبت و ارائه باز
مانده است. از اينجا اهميت جايگاه سفارشدهنده و ميزان تعهد گرافيست به
خواست و سليقهي او روشن ميشود.



در كشمكش پرسابقهاي كه همواره ميان طراح و سفارشدهنده بوده است آنچه
ميتواند رضايت اولي و دومي را با هم تأمين كند ميزان تسلط اولي بر طراحي و
ميزان وسعت نظر و ايدهي اوست. نسبت تنوع ايده و خلاقيت گرافيست و اشراف او
بر ابزار كار، ميتواند كشمكش ميان ايندو را به حداقل برساند. البته معمول
است كه طرف مقابل را هم بايد به سواد بصري و شناخت مباني تصوير ملزم كنيم،
اما به اعتقاد من اين نسخهي مؤثري نيست. علاوه بر اينكه تحقق آن امري قريب
به محال است، وظيفهي گرافيست را براي انتقال پيام از طريق تصوير، زير سؤال
ميبرد. تفهيم پيام به مخاطب، وظيفهي طراح است و قرار نيست سفارشدهندهگان و
يا مخاطبان براي فهم پيام طراح، آموزش ببينند. البته در فرهنگهاي مختلف و
به نسبت پيوند ميان مردم و هنر، سطح درك ايشان از آثار طراحان و هنرمندان
متفاوت است و حتا ميتوان يك سير رو به رشد را مشاهده كرد اما اين سيرورت،
چيزي نيست كه بشود آن را سامان داد و آموخت. نميتوان با تبيين و انتقال و
آموزش، سرعت و ميزان اين رشد را تغيير داد و يا از مردم متوقع باشيم كه به
اصطلاح نگاه هنري پيدا كنند. گاهي هست كه هنرمندان ناتواني خويش را در
خلاقيت و تسلط بر بيان، به ناتواني درك و شعور بصري و هنري مردم نسبت
ميدهند و نارسايي آثارشان را توجيه ميكنند. شايد اين نگاهي كه بر بسياري از
هنرمندان حاكم شده، يعني توقع بالابردن ادراك هنري از مردم و موظف شمردن
ايشان بر اين ارتقا، در واقع از ضعف هنرمندان نشأت گرفته است.



به هر روي، سفارش يكي از ويژهگيهايي است كه گرافيك را از ديگر هنرها
متمايز ميكند. شايد صحيحتر اين باشد كه بگوييم تبليغات، متعهد و سفارشپذير
است اما پيوستهگي و امتزاج گرافيك با مقولهي تبليغات باعث ميشود ويژهگيهاي
ايندو شبيه و نزديك به هم باشد و شايد بشود گفت: گرافيك، شاخهي تصويري و
تجسمي تبليغات است، تا آنجا كه جا داشت بهجاي گرافيك، تبليغات را يك قالب
هنري بناميم. اما اگر کسی سفارش نگرفت و طراحی گرافیکی انجام داد آیا اثر
او از حوزهی آثار گرافیکی خارج میشود؟ خیر؛ اگر کسی بر اساس احساسات درونی
خود یا پیام فردی اقدام به طراحی نمود در آن صورت خود اوست كه سفارشدهنده
ميباشد؛ اما اين، وضعيت نادري است. در اینجا تفاوت گرافیک با نقاشی، عکاسی
و... در این است که این هنرها مبتنی بر درونیـات هنرمند هستند اما سفارش هم
میپذیرند در صورتی که گرافیک، مبتنی بر سفارش است اما از درونیات هنرمند
هم بیبهره نیست.



«فرق ميان نقاشي و تصويرسازي، نامحسوس و گاه تفكيك اين دو، مشكل است. آنچه
اين دو مقوله را از هم متمايز ميسازد، تكنيكها و يا ابزار نيست بلكه قصد
طراح و عملكرد تصوير است. نقاشي بروز احساسات دروني نقاش است و معمولاً
براي تكثير ساخته نميشود. اما تصويرسازي اغلب با سفارش و براي استفاده به
منظور خاص انجام مي شود و در تعداد پيشبيني شده به چاپ ميرسد»



در چارچوب نقاشي و عكاسي و ديگر هنرهاي تجسمي ميشود اثري كاملاً آبستره و
عاري از پيام آفريد؛ اما اگر بخواهيم اثر گرافيكي بدون پيام بيافرينيم نغض
غرض است. چنين اثري را ميتوانيم تصويرسازي نام دهيم اما اثر گرافيك نيست؛
چرا كه اثر گرافيك از نياز يك پيام به ارسال و انتقال پديد ميآيد. اول پيام
هست، دوم ضرورت انتقال و سوم پديد آمدن اثر گرافيك.



اما سفارشپذير بودن گرافيك هم باعث ميشود كه برخي اين هنر را بازاري
بدانند و ارزش و اعتبار هنري برايش قائل نباشند و برخي نيز اساساً از ترس
بياعتبار شدن، اصل سفارشپذيري گرافيك را قبول نداشته باشند. قبول دارم كه
لفظ بازاري براي يك هنر، كلمهي سبكي به نظر ميرسد! اما نبايد باعث شود كه
به طور مطلق آن را صفتي مذموم به حساب آوريم. چنين نگرشي بيشتر از سر تعصب و
تعلق است تا منطق. بازاري بودن، به معناي حضور در تعاملات اقتصادي، يا به
معناي حرفهاي براي كسب درآمد، و يا به عنوان هنري در خدمت عامهي مردم و
درگير با تعاملات و مناسبات مردم و جامعه، هيچكدام نميتواند فينفسه كسر شأن
هنرمندان گرافيست باشد. مسائل مذمومي كه در اين موضوع مشاهده ميشود به
حواشي و آفتهاي دامنگير اين قواعد كه اغلب از فهم اشتباه انسانها منتج شده
به وجود ميآيد نه از اصل موضوع. اينكه عدهاي هرجا پاي خواست و توقع مخاطب
يا سفارشدهندهها به ميان آمده كارهايي سطحي و از سر رفع تكليف انجام
دادهاند نميتواند ثابت كند كه كار مردمي يعني كار سطحي.



«نقاشی مدرن با گریز از تعلق و تعهد نسبت به مردم و پیام سیاسی یا اجتماعی
مقصد نهایی خود را در آبستراکسیون جستجو کرده است، اما هنر گرافیک، بالعکس
با پرهیز از آبستراکسیون و حفظ التزام همیشگی نسبت به عامه مردم و ذوق و
فهم آنها در جستجوی وسعت و سرعت تأثیر هرچه بیشتر، به هویتی کاملاً متفاوت
با نقاشی مدرن دست یافته است.



نقاشی التزامی نداشته است که حتماً پیام خویش را به مردم برساند و آن هم
اکثریت مردم؛ اکثریت مردمی که هرگز با هنر اشراقی قرون گذشته نیز پیوند و
ارتباطی نداشته اند. نقاش تنها در برابر احساسات و مکنونات اندیویدوالیستی
(فردگرایانه) درون خویش متعهد بوده است و لهذا از این امکان نیز برخوردار
بوده که نقائص کار خویش را به ضعف ادراک هنری مردم بازگرداند، اما
گرافیست... او خود را از یک سو نسبت به عامه مردم و شعور فطری آنان ملتزم و
متعهد می دانسته است و از سوی دیگر نسبت به ارائه پیام تبلیغی خاص. اینها
مهمترین عواملی هستند که هنر گرافیک را از نقاشی تمایز بخشیده اند...



سیر نقاشی مدرن با گرایش یه سوی اندیویدوالیسم محض و سوبژکتیویسم تشخص می
یابد و بنابراین، هرگز نمی تواند همچون گرافیک، در خدمت ابلاغ پیامی خاص به
کار گرفته شود. حال آنکه گرافیک توانسته است همراه با سیر تاریخی تمدن غرب
و در تمامی مراحل، در خدمت همه جریانهای موجود، اعم از بورژوازی و
سرمایهداری، اشاعه مصرف، اقتدار سیاسی، جنگ، ژورنالیسم، اشاعه فحشاء، تئاتر
و سینما و حتی جریانهای انتلکتوئل قرار بگیرد... و علت این انعطاف بسیار
را باید در قابلیتهای ماهوی هنر گرافیک جستجو کرد. از این پس نیز، هرگاه
نقاشی بخواهد نسبت به ابلاغ پیامی مشخص التزام پیدا کند، لاجرم به گرافیک
نزدیک خواهد شد، چنانچه در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیش آمد.»



در سير تاريخي هنر معاصر همواره هنرمندان را مشغول به درونيات شخصي و اسير
سوبژكتيويسم مفرط ديدهايم و شناختهايم. آنها اكثراً بدون در نظر گرفتن
عالم پيرامون خود و جامعهي انسانها، تنها براي تخليهي احساسات و مكنونات
نفسانيشان به توليد اثر هنري دست بردهاند و از آنجا كه در اين فردگرايي تا
جايي غرق شدهاند كه از درك عمومي و مشغلههاي اجتماع غفلت ورزيدهاند لذا
هنرشان نيز مورد توجه اجتماع و مردم واقع نشده است.



اين منش خودمحور تا جايي بر هنر مدرن سايه انداخته -يا بهتر است بگوييم با
حيات هنر مدرن عجين شده است- كه ناظران رسانهاي و ژورناليستهاي سطحي،
اعتبار يك هنرمند و عمق و غناي هنر او را به تبعيت از اين كژي نسبت ميدهند.
به طور كلي تفاوت يك هنرمند اصيل از يك هنرمند بازاري، با اين معيار
بازشناخته ميشود. اكنون تصور عمومي مجامع هنري بر اين است كه مردمگرايي
مساوي است با سطحيپسندي و ابتذال، و غناي هنر مستلزم نوعي رهبانيت
روشنفكرانه است. نيز به تجربه ديدهايم در اغلب مقالات و مصاحبههايي كه
مسألهي هنر براي مردم و لزوم توجه به فهم و درك عامه و يا همين بحث سفارش
به ميان آمده به دنبال آن، نگراني از سقوط معنا و عمق هنر هم مطرح گرديده
است.



اما در منطق واقعيات، تعهد به فهم و ذوق مردم، و يا حتا بازاري بودن، با
سطحينگري و ابتذال هنر ارتباطي ندارد و اين، مغالطهايست كه در برداشت و
تلقي افراد به وجود آمده است. كما اينكه سير رشد گرافيك، نادرستي اين حكم
را ثابت ميكند. از اينرو التزام گرافيك به سفارش، نميتواند يك عارضه و نقص
باشد؛ بلكه با دقت در ماهيت هنر گرافيك درمييابيم كه اين هنر بسياري از
برتريهاي خود نسبت به ساير هنرها -از جمله پويايي- را از قبل سفارشپذيري
كسب كرده است. هم سفارشپذيري و هم تعهد نسبت به مخاطب.



نكتهي پاياني اين بخش در باب ارجحيتي است كه «سفارش» بر «مخاطب» دارد. در
سطرهاي بالا اشارهاي داشتيم به اينكه اگر سفارشدهنده طرحي نپذيرد و ايدهاي
را نپسندد، آن طرح از ثبت و ارائه باز خواهد ماند. اثر هنري براي ثبت و
ماندگاري در دنياي كنوني، جز ارائه به جامعهي انسانها و قرار گرفتن در معرض
ديدگاه عموم چه امكان ديگري دارد؟ آيا آثار بازمانده از جامعه، با نمايش
در گالريها و مكانهاي خاص، كه مشتريان معدود و خاصي دارد تثبيت خواهد يافت؟



به هر حال اگر ارائه و ثبت اثر هنري، وجه اهميتي دارد و با حيات و حضور و
شركت هنر در تمدن، ملازمه داشته باشد، عنصر سفارش نقش تعيينكنندهاي مييابد.
ارجحيت سفارشدهنده بر مخاطب در اين است كه او بايد هم اثر گرافيكي را به
لحاظ زيباييشناسي بپسندد -كه البته به سليقهي فردي مرتبط است- و هم توفيق
بيان اثر را تأييد نمايد، در حالي كه در ارزيابي مخاطب از اثر گرافيكي تنها
توفيق بيان يا انتقال معني موضوعيت دارد ولو اينكه ممكن است طرح خوشآيند
سليقهي فردي يا حتا جمعي او نباشد




هر کس در هر کاری به خــــدا توکل کند از غیر او بی نیــــاز می شود

برای دیدن نمونه کار های دوستم به این ادرس مراجعه نماید :
http://sadat.nasrblog.com

درج آگهی رایگان در آپادانا آدز
چهارشنبه 2 دی 1394 - 16:49


برای ارسال پاسخ جدید باید وارد شوید!


موضوعات مرتبط به اين موضوع...
موضوع نويسنده پاسخ ها بازديد ها انتشار آخرين ارسال
تاپیک جامع طراحی رایگان بنر، هدر، آواتار Samarrr 0 20 1395/9/4 (16:41) 1395/9/4 (16:41)
آخرين ارسال: Samarrr
برگزاری کلاسهای دوره آموزشی طراحی لوگو در 24 ساعت Samarrr 0 31 1395/7/23 (19:51) 1395/7/23 (19:51)
آخرين ارسال: Samarrr
تفاوت لوگو و آرم در چیست؟ Samarrr 6 133 1395/7/19 (12:46) 1395/7/19 (13:01)
آخرين ارسال: Samarrr
محموعه طرح های زیبا از اینفوگرافی یا همان گرافیک ... Samarrr 0 51 1395/5/23 (16:34) 1395/5/23 (16:34)
آخرين ارسال: Samarrr
الفبای اجرای طرح کارت ویزیت Samarrr 0 70 1395/5/20 (16:54) 1395/5/20 (16:54)
آخرين ارسال: Samarrr
مرتضی ممیز Samarrr 2 153 1395/5/14 (20:20) 1395/5/15 (20:16)
آخرين ارسال: Samarrr
تاریخچه گرافیک Samarrr 0 41 1395/5/14 (20:13) 1395/5/14 (20:13)
آخرين ارسال: Samarrr
تفاوت طراح و گرافیست Samarrr 0 63 1395/5/8 (0:20) 1395/5/8 (0:20)
آخرين ارسال: Samarrr
چرا کارت ویزیت های ساده محبوب ترند Samarrr 2 233 1395/4/22 (20:04) 1395/4/23 (11:05)
آخرين ارسال: kimia
محو دو عکس در همدیگر به کمک فلش Samarrr 2 197 1395/3/1 (12:24) 1395/3/1 (13:27)
آخرين ارسال: Samarrr
دو بنر محل تبلیغات شما شیک و زیبا Hossein7 6 276 1395/2/31 (22:06) 1395/3/8 (20:01)
آخرين ارسال: Samarrr

پرش به انجمن :